چشم‌انداز سازمان: سازمان تامین اجتماعی در افق برنامه ( سال 1404)، سازمانی است پایدار، پویا، چابک و سرآمد در پاسخگویی، با فرآیندهای هوشمند ارائه خدمات کیفی و بهنگام تامین اجتماعی به ذینفعان. ****
چالش‌هایِ پیشِ رویِ «تعمیقِ احساس امنیت اجتماعی-اقتصادی»

نگاهی به چالش‌هایِ پیشِ رویِ «تعمیقِ احساس امنیت اجتماعی-اقتصادی» در برنامه‌ی راهبردیِ سازمان تأمین اجتماعی

نگاهی به چالش‌هایِ پیشِ رویِ «تعمیقِ احساس امنیت اجتماعی-اقتصادی» در برنامه‌ی راهبردیِ سازمان تأمین اجتماعی
1395/2/21 |
12:12
شناسه خبر: 81

وحید میره بیگی

امنیت وضعیتی است که در مقابل وضعیت‌هایی همچون دلهره، دغدغه، عدم مصونیت، ترس و تهدید تعریف می‌شود و به‌طورکلی می‌توان مفهوم امنیت را به مصونیت از تعرض یا تصرف اجباریِ بدون رضایت، نبود هراس و بیم نسبت به حقوق و آزادی‌های مشروع و به مخاطره نیفتادن این حقوق و آزادی‌ها، و مصون بودن از تهدید و خطر مرگ، بیماری، فقر و حوادث غیرمترقبه و در کل هر عاملی که آرامش انسان را از بین ببرد تعریف نمود (جونز،1999: 102-4).

«از دیدگاه جامعه‌شناسی، احساس امنیت درواقع یک تولید اجتماعی است. یعنی همه‌ی نهادهای اجتماعی در شکل‌گیری آن نقش ایفا می‌کنند»(بیات، 1388: 14). به‌عبارت‌دیگر تمامی نهادهایی که در یک جامعه فعال هستند ممکن است به‌طور مستقیم یا غیرمستقیم باعث افزایش یا کاهش احساس امنیت بخش‌هایی از جامعه شوند. برای نمونه، برپایی عدالت در جامعه، احساس امنیت را پدید می‌آورد اما تنها یک ‌نهاد و لزوماً آن نهادهایی که مدعیِ برپایی عدالت‌اند، پدید‌آورنده‌ی عدالت در جامعه نیستند.

 در جامعه‌ی ما نهادهای حمایتی همچون کمیته‌ی امداد یا بهزیستی طی عملکردهای خاص خود مستقیماً بر احساس امنیتِ بخش‌هایی از جامعه تأثیر می‌گذارند؛ قوه‌ی مجریه در صورت اجرا کردن پاره‌ای از برنامه‌های محدودیت‌زدا می‌تواند در وضعیت مناطق محروم تغییرات محسوسی پدید آوَرَد و این احساس را تقویت کند. در بیانیه‌ی مأموریتِ سازمان تأمین اجتماعی نیز "تعمیق احساس امنیت اجتماعی-اقتصادی" یکی از بنیادهای اساسیِ پشتیبانی از نیروی کار دانسته شده است. اگر سازمان تأمین اجتماعی بخواهد مأموریتِ تعمیقِ احساس امنیت را به‌خوبی انجام دهد، باید در ابتدا از آن خدماتِ قابل‌ارائه به شهروندان که احتمالاً احساس امنیتِ آنان‌ را ژرفا می‌بخشد شناختی دقیق به دست آورده و سپس با انجامِ مطالعاتِ دوره‌ای و پیوسته، از میزان و چگونگیِ این تأثیرگذاری مطلع شود تا بتواند بهبودِ ارائه‌ی خدمات را در مسیرِ تعمیقِ این احساس عملی سازد. به همین هدف است که یک راهبرد بخشیِ معاونتِ فرهنگی و اجتماعی تحت عنوان "گسترش مطالعات در تبیین جایگاه سازمان در توسعه‌ی امنیت اجتماعی" تدوین و ذیل آن اقداماتی پژوهشی تعریف شده است.

اهمیت این پژوهش‌ها بر کسی پوشیده نیست. پر واضح است که برای سنجش دوره‌ای میزانِ تأثیرگذاری سازمان بر احساس امنیت اجتماعی-اقتصادیِ نیرویِ کار، به‌جز روشن ساختنِ مبانی نظریِ مبحث، ارائه‌ی توصیفی علمی و واقعی از وضعیت موجود(سال مبنا) لازم است. به نظر می‌رسد در این‌خصوص دشواری‌ها و چالش‌هایی وجود دارند که در این یادداشت بدان‌ها پرداخته می‌شود.

1-امنیت یا احساس امنیت

امنیت پیش از آنکه مقوله‌ای قابل‌تعریف باشد پدیده‌ای ادراکی و احساسی است یعنی این اطمینان باید در ذهن توده مردم، دولتمردان و تصمیم گیران به وجود آید که برای ادامه زندگی بدون دغدغه امنیت لازم وجود دارد یا نه (کاظمی، 1352، ص117). بر این اساس می‌توان 4 حالت را درباره‌ی احساس امنیت تشخیص داد:1-امنیت وجود دارد، مردم احساس امنیت نمی‌کنند-2-امنیت وجود ندارد، مردم احساس امنیت نمی‌کنند-3- امنیت وجود دارد، مردم احساس امنیت می‌کنند و 4- امنیت وجود ندارد، مردم احساس امنیت نمی‌کنند.

به نظر می‌رسد که پیشینه‌ی فرهنگی و ایستارهای رایجِ هرکدام از خرده‌فرهنگ‌هایِ موجود در یک جامعه، چگونگی تفسیرهایِ آنان از موقعیت‌های مختلف را تا حدی تعیین می‌کند. ممکن است فهم متعارف در جامعه‌ای، حساسیت بسیاری به آزادی‌های فردی نشان دهد(چنانکه در غرب اتفاق افتاده است)، در این حالت ممکن است بسیاری از افراد اتخاذ سیاست‌های بازتوزیعی از سوی حکومت‌ها را تهدیدی برای امنیتِ خود فرض کنند، درحالی‌که اعمال این سیاست‌ها درواقع بتواند خیرِ عمومی جامعه شود و نهایتاً به سودِ آن افراد و نسل‌های آینده باشد؛ و یا برعکس ممکن است فهم متعارف در جامعه‌ای، حساسیت بسیاری به سنت‌های جمعی نشان دهد و بسیاری از افراد، ترویج‌دهندگان آزادی‌های فردی را تهدید بپندارند...(نک. بیات،1388: 27).

بنابراین، احتمالاً خدمات‌دهی‌هایِ سازمانِ تأمین اجتماعی در ایران نیز، بر اساس چهارچوب‌های ذهنیِ یادشده تفسیر خواهند شد و این امر باعث تمایز «امنیت اجتماعی» از «احساس امنیت اجتماعی» می‌شود. تمایزی که به‌درستی در بیانیه‌ی مأموریتِ سازمان بدان توجه شده است. ارائه‌ی خدمات توسط این سازمان می‌تواند واقعاً مناسب یا نامناسب باشد، و در هر حالت دو نوع احساس امنیت اجتماعی بیافریند:

 

نحوه‌ی خدمات‌دهی

فهم متعارف شهروندان

تأثیر خدمات بر احساس امنیت شهروندان

مثال:

پرداخت مستمری بازنشستگی یا ارائه‌ی خدمات درمانی

کمیت،کیفیت و دسترس‌پذیری مناسب

بدبین

تضعیف

خوش‌بین

تقویت

کمیت،کیفیت و دسترس‌پذیری نامناسب

بدبین

تضعیف

خوش‌بین

تقویت

 

 

سازمان تأمین اجتماعی با چند گروه اصلیِ شهروندان مواجه است: نیروی کارِ بیمه‌شده و خانواده یا بازماندگان او، نیرویِ کارِ واجدِ شرایطِ بیمه‌شدن اما هنوزبیمه‌نشده، سایر اعضای جامعه که ممکن است عضو صندوق‌های عمومی/خصوصیِ دیگر باشند/نباشند.

نیروی کارِ بیمه‌شده و خانواده یا بازماندگان او، در صورتِ داشتنِ نگرشی خوش‌بینانه ممکن است در ارزیابیِ کمیت، کیفیت و دسترس‌پذیریِ خدماتِ سازمان، دچار بیش-برآورد شده و احساس امنیت زیادی کسب کند و یا در صورتِ داشتنِ نگرشی بد‌بینانه ممکن است حتی در صورت دریافتِ بهترین خدمات، بازهم ناراضی و ناایمن بمانند. بنابراین در هریک از این موارد، رویکردهای تعاملی سازمان با آن‌ها، باید جهت‌گیری‌های خاصی داشته باشد. همان‌طور که در «سند برنامه‌ی راهبردی» ذکرشده، یکی از تهدیدهای فرارویِ سازمان «چالش فرهنگ عمومی بیمه‌ای و سطح آگاهی نامناسب محیط بیرونی سازمان از مبانی و کارکردهای بیمه‌های اجتماعی»است. این آگاهی نامناسب ممکن است موجبِ توقعات نا به‌جای بیمه‌شدگان از سازمان شود(مثلاً انتظارِ خدماتِ حمایتی داشته باشند) و علی‌رغمِ دریافت خدماتِ مناسب، احساس نارضایتی و کمبود امنیتِ آنان باقی بماند. و یا اینکه موجبِ غفلت از حقوقِ بیمه‌ایِ آن‌ها شود و نامناسب بودنِ خدماتِ دریافتی برایشان محسوس و ملموس نباشد، در این صورت احساس امنیتِ کسب‌شده توسط آن‌ها احساسی کاذب است. بدین‌ترتیب توجه به دو نکته ضروری است، یکی اینکه در انجام پژوهش‌های مربوطه به این ظرافت‌ها و پیچیدگی‌ها دقت شود، و دیگری اینکه سیاست‌گذاران و مجریان باید همسو با راهبردِ اصلی(ژنریک)، سازمان را به نهادی فعال و اثرگذار تبدیل کنند؛ نهادی که طی تعاملِ پویا با بیمه‌شدگان، آنان را از حقوق و وظایفِ قانونی‌شان آگاه می‌سازد و شکافِ میان امنیتِ حاصل از خدماتش و احساسِ امنیتِ حاصل از خدماتش را به حداقل می‌رساند.

درموردِ دو گروه دیگر، یعنی"نیرویِ کاری که واجدِ شرایطِ بیمه‌شدن هست اما هنوزبیمه‌نشده" و "سایر اعضای جامعه که ممکن است عضو صندوق‌های عمومی/خصوصیِ دیگر باشند/نباشند" نیز  عنایت به دو نکته‌ی یادشده گریزناپذیر است: 1-حتی اگر ادبیات و پیشینه‌ی تحقیق حاکی از آن باشند که بیمه‌ی اجتماعی باعث تعمیق احساس امنیت می‌شود، نباید از تدقیق جامعه‌ی آماری غافل ماند. زیرا چنانکه اشاره شد سازمان تأمین اجتماعی با چند گروه اصلی مواجه است. انتظار می‌رود که ارائه‌ی خدمات به گروه اول(نیروی کار بیمه‌شده و خانواده‌ی او) باعث تقویت احساس امنیت آن‌ها شود، اما آیا این احساس امنیت زمینه‌ساز تعاملِ بهترِ این افراد با دو گروه دیگر نیست؟ دیدگاه سیستمی و کل‌نگر این اجازه را به ما خواهد داد که فرض کنیم افزایشِ احساس امنیت اجتماعی-اقتصادیِ بخشی از جامعه بر تعاملات آن‌ها با بخش‌های دیگر تأثیرگذار خواهد بود. در چنین شرایطی باید در تعریف مسئله‌ی پژوهش دقت نمود، زیرا هرچه نگاه ژرف‌تر و همه‌جانبه‌تری اتخاذ گردد،پروبلماتیکِ پیچیده‌تر و دقیق‌تری حاصل می‌شود که پژوهش را به‌پیش خواهد راند. و 2- تعاملاتِ مدام و شهروندسالارانه، ماهیتِ اصلیِ یک نهادِ بیمه‌ایِ فعال اثرگذار است، چنین نهادی در راستای انجام مأموریت‌های قانونی خود باید نیرویِ کاری که واجدِ شرایطِ بیمه‌شدن هست اما هنوزبیمه‌نشده را از حقوق بیمه‌ای خود آگاه و از او حمایت کند، و نیز با آگاهی‌بخشیِ عمومی راجع به چیستی و کارکردِ خویش، زمینه‌ساز پیدایشِ فرهنگ بیمه‌ای شده، شفافیت و پاسخگویی خود را بیفزاید.

2- چندبعدی بودنِ احساس امنیت

امنیت دارای ابعاد مختلفی است. همان‌طور که اشاره شد، ممکن است افراد در واقعیت امن نباشند اما به دلایلی خاص احساس امنیت کنند، این بیش-برآوردِ میزانِ امنیتِ موجود یک ویژگی روان‌شناختی است؛ بنابراین ممکن است افراد دارای امنیت اقتصادی نباشند اما بپندارند که چنین است.

برای انجام دادنِ پژوهشی که منعکس‌کننده‌ی واقعیت باشد، تمام ابعاد امنیت می‌بایستی به‌درستی تعریف و تفکیک شوند. هنگامی‌که بخواهیم تأثیر خدماتِ سازمان بر احساسِ امنیتِ اجتماعی-اقتصادیِ شهروندان بیمه‌شده را بسنجیم، غفلت از مشخص و متمایز بودنِ تعاریف(مبهم بودنِ مرز میان انواع و ابعادِ امنیت) باعث دوری از واقعیت‌ها خواهد شد. علاوه بر این، ابعاد مختلف امنیت یا احساس امنیت(روانی، اقتصادی، انتظامی، اجتماعی و...) ممکن است یکدیگر را تقویت کنند، برای نمونه در کشوری که احساسِ امنیت انتظامی و ملی وجود دارد، احتمالاً احساس عدمِ ناامنیِ اجتماعی-اقتصادی رقیق‌تر از حالت مقابلِ آن است. بنابراین برای انجام چنین پژوهش‌هایی علاوه بر حساسیت روش‌شناختی باید حساسیتِ نظری و توانِ نظریه‌پردازی داشت و از دام تقلیل‌گراییِ تعلیلی رها شد.

 

منابع:

بیات، بهرام (1388) جامعه‌شناسی احساس امنیت، تهران: نشر امیرکبیر.

کاظمی، علی اصغر(1352روابط بین الملل در تئوری و عمل، تهران: نشر قومس.

Jones, Richard W. (1999), Security, Strategy, and Critical Theory, London, Lynne Rienner Publications.

 

 

نظرات | 0 نظر



کد امنیتی را وارد نمایید